محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1035
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
دولت سلاطين صفويه معتل و مختل نشده مگر به همين علّت ، و نظر به اين نقطه مهمّه و اقتدا به سنّت سنيه مصنّفين محترم ما نيز سبب زوال و شرح انقراض دولت صفويه را در اين محل از قول معتبرين ارباب دانش ذكر و درج مىنمائيم تا مورث استبصار خاص و عام گردد : تبصرة در انقراض دولت صفويّه در عهد شاه سلطان حسين سيّاحى اروپائى به اصفهان آمده مدّت بيست و شش سال در اصفهان اقامت و توقّف نموده و با نظر دقّت و درايت اسباب زوال دولت صفويّه را ديده و شرحى در اين باب به زبان لاتن نوشته آن شرح را ابراهيم نامى از ملازمان سلطان عثمانى به زبان تركى ترجمه كرده و موسوم به عبرتنامه ساخته « 1 » در اسلامبول به طبع رسانيدند . در زمان مرحوم مبرور نايب السلطنه رضوان جايگاه عباس ميرزا طاب اللّه ثراه عبرتنامهء مزبوره را ميرزا عبد الرزاق بيگ مورّخ از ملازمان آن حضرت به زبان فارسى ترجمه نموده و اينست آنچه آن سيّاح فرنگى در سبب زوال دولت صفويه مىنويسد : هرچند ظهور دولت و بروز مكنت در كار سلاطين جهان به تقدير پادشاه قهّار و فضل خداوند جبّار است بقاى دولت صفويّه از شاه اسمعيل تا شاه سلطان حسين مقدار دوازده مملكت در تصرّف داشتند : اوّل عراق عجم ، دويّم خوزستان ، سيّم لرستان ، چهارم فارس و كرمان ، پنجم مكران ، ششم سمنان ، هفتم قندهار ، هشتم زابلستان ، نهم خراسان ، دهم مازندران ، يازدهم گيلان ، دوازدهم آذربايجان ، كه عبارت از ايروان و شيروان و گرجستان و داغستان باشد . در زمان شاه اسمعيل رسم ملوك الطوايف داير بوده در هريك از اينها صاحبكارى مستقل بوده به قول سيّاح مسيحيّه همهء اينها سنّى سنوى و شاه
--> ( 1 ) . نسخهء معتبرى از اين رساله به نام « بصيرتنامه » به ضميمهء مجلهء بررسيهاى تاريخى ستاد آرتش شمارهء 4 و 5 ، سال هشتم ، چاپ شده . اين دو متن با هم مطابقه شد . اختلاف بقدرى زياد است كه يادآورى در پاورقى ممكن نيست . تنها در مواردى كه كلمهاى از قلم كاتب افتاده در علامت [ ] اضافه شد و اگر كلمهاى تحريف شده به نظر رسيد صحيح آن از روى بصيرتنامه تحت عنوان « ب » در پاورقى يادآورى گرديد .